مقالات

بی پناهی پناهجویان افغان در جهان : - سید محمد فطرت مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Admin   
چهارشنبه ، 28 میزان 1389 ، 19:01      (مشاهده: 3246)

در افغانستان هیچ برنامه ی اجتماعی که حاکی از سازماندهی یک جامعه سالم باشد، دیده نمی شود. از سیاستمداران حاکم گرفته تا احزاب و آتش افروزان قومی – که همه مردم و قوم را برای خویش می خواهند- گرفته تا موسسات کمک کننده از کشورهای خارجی، اگر به فکر قربانی کردن دیگران برای خودشان نباشند که تا حدودی هستند، هیچیک به فکر بهبود بخشیدن وضعیت اجتماعی نیست. و به قول رازق فانی شاعر افغان:

همه جا دکان رنگ است همه رنگ می فروشد

دل من به شیشه سوزد همه سنگ می فروشد


 نه خبری از بازسازی های بنیادی و اشتغال زایی هست و نه خبر از تاسیس بیمارستان های پیشرفته – تا جایی که ریسس جمهورش نگران سلامتی فرزند ارگ نشینش هست و پیش بینی کننده مهاجرت او به خارج- نه تاسیسات راه سازی مطابق با معیارهای جهانی و نیاز روز افزون کشور، نه  حتی برنامه ریزی برای کنترل و تنظیم جمعیت که همه کشورهای جهان امروزه آن را شرط یک زندگی اجتماعی سالم می دانند و نه فکری به حال میلیونها مهاجر خارج نشین بی هویت و بی سرنوشت و نه فکری برای آن دسته از مهاجرینی که هر روزه از مسیرهای خطرناگ برای فرار از نا امنی کشور را ترک می کنند و راهی کشورهای می شوند که نمی دانند راهش چه پیچ و خمهای دارد و رسیدنی به مقصد هست یا نه و بر فرض زنده ماندن در مسیرها و رسیدن در مقصد آیا پذیرشی برای آنان از سوی کشور مقصد حاصل می شود یا نه؟ 

سال گذشته بیش از هر سال دیگر سیل مردم نا امید و خسته از شرایط مرگبار وطن به سوی اندونزی و یونان حرکت کردند، زیرا دیگر امیدی در ایران و پاکستان نمی دیدند. آنان هر مسیری که را که انتخاب کنند هر گونه خطری و هر نوع هزینه ی را مجبورند برای خود و بستگانشان، از روی اجبار و ناگذیری به جان بخرند. در یونان امسال چند بار به افغانها از سوی گروههای نژاد پرست برخورد صورت گرفته، و در استرالیا برای آن عده که رسیدند نیز جواب تلخ داده شده است و این غیر از آن دسته هست که نه به آن رسیدند و نه به این بلکه در کام دریاها و اقیانوسها  افتاده و خوراک نهنگان شدند. با مطالعه و تعمق در این مسئله  به یاد این شعر دردناک  داکتر سمیع حامد می افتیم که می گوید

 

مهاجر کوله بار یاد، در پشت

سیاهی پیش رو، و باد در مشت

در این ویرانی مرمی خسته ات کرد

در آن غمخانه گرمی خواهدت کشت


 یا به یاد جمله آن بنده خدا می افتیم که گفت: 

«خدا هچ موجودی را در این عصر افغانی نیافریند. چه اینکه افغان بودن امروزه در کشورهای اسلامی بیش از دیگر کشورها، به تنهایی خود جرم هست در حالی که قدرتهای جهانی و از جمله همین کشورهای به ظاهر اسلامی افراطی گری را در همین کشور صادر کردند.»

 

ادامه جنگ، کشتار، فقر و بیکاری در افغانستان باعث شده تا هزاران تن از شهروندان افغانستان، برای خروج از کشوری که اکنون به دست متهمان نقض حقوق بشر، قاچاقچیان مواد مخدر و چپاولگران دارایی های همگانی اداره می شود، به آب و آتش بزنند. به گزارش که در یکی از سایتهای افغانی نشر شده، توجه کنید:

 

« پناهجویان معمولا دو راه را برای خروج از افغانستان، جهنم روی زمین، انتخاب می کنند. راه اول خروج از افغانستان و رفتن به نزدیک ترین کشور جز پاکستان و ایران و درخواست پناهندگی از طریق سازمان ملل متحد است. بخش پناهندگی سازمان ملل متحد یا یو ان اچ سی آر، پروسه ای طولانی دارد و در سال های اخیر، با توجه به تبلیغات غیر واقعی از اوضاع افغانستان، بررسی دوسیه های پناهجویان افغانستان از اولویت های این سازمان نمی باشد. پناهجویان افغانستان مجبورند ماه ها و گاه سال ها در انتظار پاسخ از دفتر پناهندگان و پناهجویان سازمان ملل باشند. در بسیاری مواقع نیز پاسخ دفتر سازمان ملل به درخواست پناهندگی شهروندان افغانستان منفی ست. بسیاری از پناهجویان که تمام زندگی خود را به حراج گذاشته تا از افغانستان خارج شوند، پس از پاسخ منفی، با دیواری بلندتر و ضخیم تر در زندگی خود مواجه می شوند.

 

میسر دوم، عبور غیر قانونی از مرزهاست. دو مسیر عمده برای عبور غیر قانونی از مرز، مسیر افغانستان،(گاهی پاکستان)، ایران، ترکیه، یونان و ایتالیاست. چنانچه پناهجویان در ایتالیا توسط پلیس متوقف نشوند، به مسیر ادامه داده و خود را به کشورهای اروپایی که هنوز وضعیت بهتری برای پناهجویان دارند می رسانند.

 

مسیر عمده بعدی برای عبور غیر قانونی از مرز، مسیر افغانستان به استرالیا از هر راه ممکن است. در بیشتر مواقع پناهجویان با پرداخت مبالغ هنگفت، ویزای کشورهایی مانند مالزی و اندونزی را تهیه کرده و سپس به آب زده تا رویای رسیدن به آنسوی آب و تغییر در زندگی و وضعیت خود را واقعیت بخشند.

 

عبور غیر قانونی از مرز همیشه و در هر لحظه مساوی با مرگ است. اما پناهجویی که هر لحظه مرگ را در افغانستان تجربه می کند، برای نجات خود و خانواده، تن به یک ریسک بزرگ داده و فشار و محدودیت ها چنان کرده که علی رغم آگاهی به خطرات مختلف، پا به جاده ی مرگ و زندگی می نهد.

 

نامه پاره پاره شده یک پناهجو به رسانه ها/ او می گوید از غزنی ست. پدرش توسط طالبان کشته شده است. طالبان در ماه های اخیر بیش از ده تن را که غیر پشتون بودند، در این ولایت سر بریدند.

قاچاقچیان انسان از ابتدا تا مقصد، در کشورهای مختلف از جمله در افغانستان در کمین هستند. بیشتر آنان تنها چیزی که برایشان اهمیت ندارد، زندگی پناهجویان است. هر جایی که پلیس به آنان هجوم می آورد، براحتی پناهجویان را ترک کرد و خود متواری می شوند و هر جایی که می توانند پناهجویان را به قاچاقچی دیگر می فروشند.

 

اندونزی و یونان دو کشور خطرناک در این دو مسیر است. همین اکنون صد ها تن از شهروندان افغانستان در زندان های این دو کشور بسر می برند. در بازداشت گاه های یونان و اندونزی کودکان و زنان نیز در بند می باشند. گزارش ها حاکی از آن است که حتا کودکان زیر سه سال نیز همراه با مادران خود در این بازداشتگاه ها بسر می برند.

 

اکنون استرالیا و کشورهای دیگر مقصد مانند ایتالیا، آلمان و فرانسه نیز رفتاتری بهتری با پناهجویان ندارند. اکنون صد ها پناهجوی افغانستان در بازداشتگاه های این کشورها بسر می برند. چند روز پیش تعدادی از پناهجویان در استرالیا توانستند از یک بازداتشگاه فرار کرده و دست به تظاهرات بزنند اما پلیس به زور متوسل شد و حتا مقامات پلیس گفته است که برای آنان دوسیه های جنایی باز می شود.دروغ های دسته بندی شده ی مقامات افغان و قراردادهای دو جانبه آنان با کشورهای مختلف، مشکلی جدی دیگر برای پناهجویان افغانستان شده است. کشورهای مختلف با توسل به این قراردادها فشار های زیادی بر پناهجویان می اورند و حتا در کشورهای مقصد گاه تا سال ها منتظر پاسخ از اداره های مهاجرت می مانند. اکنون هزاران پناهجوی افغانستان در کشورهای مختلف نیاز به حمایت فوری دارند.»(1)

 

نمونه تلختر و دردناکتر و عینی ترپناهجویان افغان را در گذارش زیر توجه کنید:

 

« پلیس ایتالیا امروز اعلام کرده است که گارد ساحلی این کشور درجستجوی پناهجویان افغانستانی    هستند که گفته میشود حوالی نیمه شب درساحل Catanzaro Ionian  درجنوب این کشور توسط قاچاقچیان به آب انداخته شده اند.

(گیلبرتو) درتماسی تلفونی که با آقای ghilberto خبرنگار روزنامه manifest درشهر Catanzaro داشتم وضعیت این پناهجویان را جویا شدم.

آقای گیلبرتو میگوید: این سومین روز است که گروه های عظیم از پناهجویان افغانستانی وارد بندر این شهرمیشوند؛درآخرین مورد، شب گذشته دوقایق کوچک ویک کشتی سیاحتی حامل 78 پناهجوی افغانستانی درنزدیک بندر این شهر توسط گارد ساحلی شناسایی شد؛ ولی هنگامی که پلیس خواست این قایق هارا متوقف کند، آنها کوشش نمودند ازمحل فرار کنند. پس ازآن نیروهای گارد ساحلی، با شلیک های هوایی قایق ها را که میخواستند ازمنطقه دور شوند متوقف ساخت. اومی گوید درهنگام گریز، قاچاقچیان تعداد زیادی از پناهجویان را به آب انداختند تا خودشان بتوانند به راحتی فرار کنند. گفته میشود نزدیک به ده نفر که یک ازآنها یک کودک 14 ساله است تاهنوز لادرک هستند. آقای گیلبرتو میگوید یکی ازپناهجویان دراولین دقایق پس ازگرفتار شدن به دست پلیس، جان داده است. این نوجوان احمد نام دارد وباشنده منطقه "انده" ولسوالی یکاولنگ ولایت بامیان است. احمد 17 ساله مثل هر نوجوان افغانستانی دیگر مجبور شده بود، صلح ، امنیت وزندگی بهتری را دربیرون ازسرزمین خودش ودور از فامیل ودوستانش جستجو کند. شاید احمد فکر کرده بود که بارسیدن به اروپا میتواند ازشر همه ی بد بختی هایی که درافغانستان با آن روبرو بود؛ نجات پیدا میکند ولی تقدیر چنین نبود واین نوجوان دراولین دقایق رسیدن به سرزمین رویایی اش جان باخت. حالا شاید پدرومادرش منتظر اند تا احوال ازپسر جوانش بشنوند ولی با تاسف خبری که آنها خواهند شنید خیلی درآور وتکان دهنده است. "احمد برای ابد پناهنده شد".

 

پلیس ایتالیا علت مرگ احمد را گرسنگی ومشکل تنفسی اعلان کرده است. ولی خبرنگاران میگویند علت مرگ او ممکن خشنونت قاچاقچیان باشد. جسد احمد به گفته ی پلیس به یکی از بیمارستانهای شهر منتقل شده است تا درآنجا کالبد شکافی شود. احتمالا پس ازکالبد شکافی معلوم خواهد شد که علت مرگش چیست.

 

درآخرین خبرهای نشر شده ؛ نیروهای دریایی ایتالیا جنازه یکی دیگر ازپناهجویان را نیز ازآب بیرون کرده اند. هویت این جنازه تا هنوز معلوم نیست ولی گفته میشود یکی ازکسانی باشد که دیشب توسط قاچاقچیان به آب انداخته شده بود.

 

پلیس ایتالیا همچنان گفته است که دونفر ازقاچاقیان را که یک فلسطینی ویک اوکراینی هستند بازداشت کرده است.»(2)

 

این هم داستان دیگر از سرنوشت مهاجرت:

 زندگی آنها دریونان به شدت بدتر ازشرایط افغانستان است زیرا وقتی یک پناهجوی افغانی به کشوریونان میرسد ازطرف پلیس بازداشت گردیده وبرای یک هفته دربازداشت گاه ها انداخته میشوند ولی پس ازاینکه توسط پلیس انگشت نگاری گردید، برگه ی ترک خاک را برایش میدهند ودرخیابانها رها میکنند. گفته میشود درحال حاضر بیش ازدوهزار پناهجوی افغانستان درشهرهای مختلف یونان بسر میبرند که درمیان اینها نزدیک به 200 فامیل نیز وجود دارد. این مهاجرین دروضعیت بسیار بدی زندگی میکنند واکثرآنها درپارکها وسرکها میخوابند وتعدادکمی هم در چادرها به سرمیبرند. ازسوی دیگر برخورد پلیس یونان نیزبااین پناهجویان به شدت خشن گزارش شده است. یکی ازاین پناهجویان درمصاحبه خود باشبکه تلویزیونی رای Rai ایتالیا گفته است: برخوردپلیس یونان به مراتب بدترازبرخورد طالبان است زیرا وقتی طالب بامن خشونت میکند ویاهم میزند من زبانش را میفهمم که به خاطر چی وچرا؟ ولی درخیابان های یونان بدون اینکه بفهمم بی خبرانه زیرلگدهای پلیس قرار میگیریم واصلن نمیدانم چی جرمی کرده ام. خشونت پلیس یونان به اندازه است که همه روزه تعدادی، سر ودستش توسط پلیس شکسته میشود وهیچ منبع هم نیست تا این قضیه را بررسی کند. ازسوی دیگر وضعیت صحی بسیار بد است واکثراین مهاجرین به توبرکلوز مبتلا شده اند درحالیکه اکثراین پناهجویان را کودکان زیرسن هجده تشکیل میدهد وازنظرقانون مهاجرت بین المللی دولت ها موظف اند برای این کودکان امکانات زندگی ودرس را مهیا کنند، متاسفانه بعضی ازکشورهای اروپایی ازجمله کشور یونان به این مواد قانون توجی ندارند. درکشور ایتالیا بااینکه خودرا اولین کشورمهاجر پذیر دنیا میخواند این قانون بطورجدی مد نظر گرفته نمیشود. بطور مثال باآنکه 3500 کمپ با مراکزپذیرش ونگهداری پناهنده های زیرسن ساخته شده است، نزدیک به 2000 پناهجوبدون داشتن سرپناهی درخیابانها وپارک ها میخوابند که ازآن جمله نزدیک به 400 نفرآنهارا مهاجرین افغانستانی تشکیل میدهد و اکثرا درشهرهای روم ومیلان این قضیه داغتراست. طبق آمارسال گذشته درایتالیا نزدیک به 4500 مهاجرافغانستانی زندگی میکنند.

حامد احمدی یکی ازفلم سازان افغانستانی که درشهرونیززندگی میکند میگوید: یک روز بعدازاین اتفاق یکی ازمسئولین شهرداری" ونیز"برایم تلفن کرد وازاین حادثه من را باخبرکرد.ولی بازهم هویت آن به خوبی معلوم نبود چون تنها مدرک که پلیس دردست داشت یک برگه ترک خاک یونان بود که آنهم توسط خون کاملا شسته شده بود. وتنها نصف عکس آن بطور نسبی سالم مانده بود. ولی چهار روزبعد ازآن شهرداری "ونیز" رسما ازمن خواست تا برای شناسایی هویت این جوان درمرکزپلیس بروم. وقتی وارد مرکز پلیس شدم ازمن خواستند دفترچه خاطراتی را که ازجیب آن یافته اند، برای شان ترجمه کنم چون پلیس شهرنظر به نوشته های این دفترچه فکر میکرد این جوان شاید عرب باشد چون تاهنوز درایتالیا مردم بازبان فارسی به صورت کامل آشنا نیستند ونمیدانند که الفبای آن چگونه است.و ازنظرپلیس خط که در این دفتر نوشته شده است عربی بوده است. به راستی چقدر درد آوراست انسان به چیزی تبدیل شود که فقط ازروی ورق قابل شناسایی باشد. وجسد خودش به اندازه خورد وخمیرشود که دیگر هیچ نشانه درآن باقی نماند. حامد احمدی وقتی میخواست از ماجرای ترجمه دفترچه خاطرات این جوان صحبت کند یک دفعه آه سرد میکشد وچشمانش پراشک میشود. او میگوید اولین چیزی که یافتم شعری بود که به شدت من را تحت تاثیرقرار داد. دیگر نتوانستم طاقت بیاورم وناخودآگاه اشکهایم سرازیرشد تااینکه حتا پلیس ها نیز ازاین خاطر متاثر شدند.اومیگوید این افراد دروقتی کامیون های حامل کالاهای صادراتی درنزدیکی بندرشهرپاترا برای رفتن داخل کشتی توقف میکنند اینها خودرا مخفیانه درروی حصه یا چوکات زیری روی لاستیکها خودرا جاسازی مینمایند تابعدازرسیده به ایتالیا به محض توقف ماشین خودرا ازآنجا به بیرون پرتاب کنند. ولی اکثراین کامیون ها وقتی دراین طرف آب ازبندرخارج شدند به دلیلی سبک بودن بار دو لاستیک عقبی را بالا میکنند وکسی را که آنجا مخفی شده است را به خمیر تبدیل میکند.واین واقعن خطرناکترین کاراست که هرکسی تامجبور نباشد خودرا به این مرگ حتمی نمی اندازد.

 

باغبان! دربازکن من مرد گل چین نیستم

من زخود گل داده ام محتاج هرگل نیستم

یعنی ای مردم من یک دزد نیستم که گلها ویا زیبایی های شما را بگیرم، من خودم زیبایی های دارم وآمده ام اینجا را زیبا کنم لذا مجتاج زیبایی های شما نیستم. در را بازکنید وازمن هراس نداشته باشید. دراین شعردنیایی ازحرف نهفته است و میتواند حتا فلسفه مهاجرت افغانی ها را بیان کند.

درصفحه دیگرش نوشته شده بود:

آنقدر درکشتی عشقت نشینم روز وشب
 

یابه عشقت میرسم یاغرق دریامیشوم

به راستی این یک تراژدی بزرگ است که قلب هرانسانی رامیسوزاند، یک کودک 13 ساله افغانی وقتی هیچ شانس برای زنده ماندنش نمیدید ومیدانست احتمال زنده ماندنش خیلی کم است تن این سفرداد، چون دراینجا شاید خطرمرگش 90 درصدبود ولی درکشورخودش شاید 100% مرگ واین برای همه یک درد است یک درد بزرگ ودرد را ازهرطرف که بخوانی درد است

 

حامد احمدی میگوید پس ازبرگشت ازمرکزپلیس برای شهردار ونیز یک نامه نوشتم ودراین نامه بطور خلاصه وضعیت افغانستان واین اتفاق را ذکر نمودم.

قسمت ازنامه حامد احمدی به شهردارونیز: آقای شهردار! یک روزشما ازمن پرسیدید که وضعیت افغانستان چطور است ولی من همان روز نتوانستم جواب شمارا بدهم ونمی خواستم هم جواب بدهم زیرا وضعیت فعلی افغانستان بالاتر وبدتر ازیک جنگ است.وچگونه میتوان هزاران مشکلی که درذهن هست آنرا توضیح داد. امروز بعد ازتلفون کردن به پدرظاهر مجبور شدم این سوال شما را جواب بدهم . وضعیت افغانستان اینست که روزانه ده ها نفرکه توان گریختن ازافغانستان را دارند کوشش میکنند ازآنجا فرارنموده وجان شان را نجات دهند. وضعیت افغانستان اینست که یک کودک 13 ساله افغانستانی درزیرلاستیک های کامیون خورد میشود.»(3)

نتیجه اینکه:

 

اگر برنامه ریزی جهانی و بشر دوستانه کشورها و نهادهای دولتی مسول به مشکلات اجتماعی جلب نشود، روزی  هم دولتمردان در هیزم جهنم بی تفاوتی های و قمار بازیهایشان خواهند سوخت و هم کشورهای دخیل در امور افغانستان. اگر افغانستان و جامعه افغانی مورد توجه قرار نگیرد، سیل از مهاجرت های مخوف را باید پیشاپیش حتمی پنداشت که هزینه اولیه اش را درست است که خود پناه جویان می دهند ولی هزینه تبعی اش روزی دامنگیر حاکمان و کشورهای دیگر خواهد شد.

اری مهاجرت در دو قرن اخیر پدیده جهانگیر شده است، با این تفاوت که مهاجران سایر کشورها برای بهبودی بخشیدن به زندگی شان هست و راههایش نسبتا سهل  می باشد، ولی مهاجرت افغانها برای رهایی از مرگ و نفس زندگی هست آنهم با مسیرهای همچون برزخ که از مو باریکتر هست و از شب تاریکتر و از تیغ برنده تر و عبور از روی جهنمهای که آنطرفش هم معلوم نیست بهشت از آب در آید یا جهنم دیگر و یا دیپورت به جهنم اولیه.

این سرنوشت غیر از سرنوشت چند میلیون مهاجری هست که سالها در ایران و افغانستان با مشکلات متعدد رو برو هستند و خود نمی توانند یا نمی خواهند تصور کنند چه سرنوشتی پیش رو دارند ولی یک چیز را درک کرده اند که دیر یا زود می باید این کشورها را به طور صد در صد ترک کنند و به قول معروف بیرون شدن از این کشورها «دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد.»
 

http://www.kabulpress.org/my/spip.php?article26344 ( http://www.kabulpress.org/my/spip.php?article26344 ) (1)

http://www.kabulpress.org/my/spip.php?article24731 ( http://www.kabulpress.org/my/spip.php?article24731 ) (2

(3) http://mohajerinnewz.mihanblog.com/post/310

برگرفته از : کابل پن
 

نظر ها
افزودن جدید
قربانعلی  - ]پرا سازمان مالزی از پذیرش درحواست پناهندگی افغانه   |12-06-2011 23:28:05
سلام تشکر از مطالب ارزنده شما دوست عزیر یک
پناهجوی افغان هستم که به تازگی وارد مالزیا
شده ام ولی از درخواست پناهندگیم امتناع
میکنند؟
hossein mahmodi  - azab vojdan   |02-11-2010 19:31:36
faghat khoda mituneh mano bebeakhshe madaram doset daram
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
کد داده شده را وارد کنید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 
firma reklam rehberi